صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 56

كسر أصنام الجاهلية

است . مىگويد شطح بر دو قسم است : قسمي عبارت است از دعاوى طويل وعريض در عشق به خدا ووصال أو كه منجرّ به ترك اعمال ظاهري وعبادات بدني وأحيانا منتهى به دعوى اتّحاد وارتفاع حجاب ومشاهدهء برؤيت ومشافهه بخطاب مىشود . اين مدّعيان خود را متشبّه به حسين حلّاج مىكنند كه دعوى « أنا الحقّ » كرد ، ويا بويزيد بسطامى كه « سبحاني ، سبحاني ، ما أعظم شأني ! » به زبان آورد . تأكيد مىكند كه : ضرر اين‌گونه سخنان براي عقايد عوام زيانمندتر از سموم مهلك وزهرهاى كشنده براي أبدان است . در اين مقام از حلّاج چيزى نمىگويد وبسكوت مىگذرد . ولى مىكوشد بويزيد را بنحوى تبرئه كند : اوّلا باينكه معلوم نيست أو چنين سخنى گفته باشد ؛ ثانيا اگر هم گفته در مقام حكايت از خداى متعال بوده است ، چنانكه از وى شنيده شده كه مىگويد : إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي « 1 » كه مسلّما بر سبيل حكايت گفته است . قسمي ديگر كلماتي است كه بظاهر خوشايند ودلپذيرند ، ولى مفهوم درست وفايده ندارند ، جز اينكه قلبها را پريشان وعقلها را سرگردان مىسازند ، وأحيانا از قبيل طاماتند ؛ وعقلا وشرعا ناروا وحرامند . فصل سوم : كسى كه نفسش را تربيت وعقلش را تهذيب نكرده روا نيست در حقايق اشيا نظر كند ؛ وكسى كه جاهل به معالم الهى است سزاوار نيست « صوفي » يا « فقيه » ويا « حكيم » ناميده شود . توضيح مىدهد كه خداوند متعال از فضل ورحمت وتمام احسانش ، پس از خلق آسمانها وزمين ، عدّه‌اى از برگزيدگانش را بسوى بندگانش فرستاد تا آنها را از خواب جهل وغفلت بيدار سازند . امّا بيدارى از اين خواب براي كسى امكان نمىيابد ، مگر اينكه نفسش را با رياضتهاى شرعي ومجاهدتها ونسك وعبادات وزهد حقيقي تربيت كند ، تا مستعدّ

--> ( 1 ) سورهء طه ( 20 ) ، آيهء 14 .